سلام دوستان
امیدوارم خوب باشین
ببخشید که یه مدت آپ نکردم. اصلا حال و حوصله اومدن به اینترنت رو نداشتم. خلاصه بگم... حسش نیست. حرفیه؟؟؟
فعلا این یه مطلب رو داشته باشین تا ببینیم دفعه دیگه کی حسش میاد که آپ کنم و شما تا کی باید تو کف آپ شدن این وبلاگ بمونین. الان هم کسی گله نکنه که چرا خبرش نکردم چون....
اصلا حسش نیست
فقط گفتم تا یه ذره حسش اومده بیام آپ کنم و برم سراغ کارام...آخه وسط تایپ گزارشکار یکی از درسای کارگاهی بودم که گفتم بیام آپ کنم و برم سراغ بقیه اش.
حالا بگذریم
یه سوال ازتون دارم. اگه شما برین رستوران و پای ملخ(شاید هم جیرجیرک) تو غذاتون ببینین چه عکس العملی نشون میدین ...راستشو بگینا... فقط نگین که تا آخر غذا رو می خوردم و بعد به صاحب رستوران می گفتم و پول رو نمی دادم که دیگه خیلیییییی قدیمی شده.
این اتفاق شنبه شب همین هفته تو شوشتر واسه من افتاد... فکر می کنین چه کار کردم؟؟؟
از اونجایی که این روزا اصلا حسش نیست،اصلا حسش نبود برم با طرف دعوا کنم پس تا ته غذا رو خوردم و به روی خودم نیووردم که چیزی تو غذا بوده... همخونه ام هم اونجا بود.اونم بدتر از من... اول خواستم بهش نگم چی تو غذام بود ولی وقتی اصرار کرد بهش نشون دادم و اون نه تنها بدش نیومد بلکه گفت اصلا نمیخواد به روی صاحب رستوران بیاری.
این دیگه کیه؟؟؟
من تا ته غذا رو که خوردم به صاحب رستوران پای ملخ رو نشون دادم و گفتم این تو غذا بود بیشتر حواستون باشه و رفتم.رفیقم که هی میگفت نمیخواد بگی...
ولی خیلی باحال بود وقتی داشتم غذا می خوردم حس کردم یه تیکه چوب تو غذاس که زیر دندونم رفته بود وقتی از دهنم بیرون آوردمش چشمام چهار تا شد. هر چی می خواستم به خودم بقبولونم که این پای جونور نیست نمی شد. دیگه چه میشه کرد...
به قول شاعر: این جا شوشتره لعنتی شوخی نیستش...
واسم دعا کنین که زودتر فارغ التحصیل بشم تا بلایی سرم نیومده. همون شب هم یه جونور فسقلی ای تو خونه دانشجوییمون دیدیم یکی از بچه ها گفت این اسمش "چر چر"(char char)هستش. یه چیزایی در موردش گفت... من که چیزی نفهمیدم... نمیدونم این جونورا چرا فقط تو شوشتر پیدا میشن.. تازه یه شب تو یه خیابون اصلی شوشتر یه عقرب دیدیم با موبایل ازش فیلم گرفتیم بدش اومد خواست حمله کنه بهمون ما هم در رفتیم...
این جمله بین بچه های غیر شوشتری دانشگاه شوشتر معروفه:
خدایا، شوشتر کفاره کدامین گناهم بود...؟؟؟؟
خلاصه اگه چند وقت خبری ازم نشد بدونین دیگه تو این دنیا نیستم.. حتما تو شوشتر یه بلایی سرم اومده و گرفتار یکی از این جونورای شوشتری شدم.(اینجا منظور از جونور فقط حیوونه واسه خودتون برداشت الکی نکنین... برداشت آزاد نیست...مطمئن باشین هیچ جونور شوشتری نمیتونه منو گرفتار کنه... والا...)
در ضمن باید تاکید کنم که تا وقتی که حسش نباشه این وبلاگ آپ نمیشه. ولی اگه شد میام و یه سر میزنم و کامنتاتونو جواب میدم.البته اگه بیام اینترنت...
ایشالا واسه قهرمانی پرسپولیس تو لیگ برتر میام آپ می کنم. این یه چیزیه که باعث میشه حس بگیرم...
فعلا بااااااای